
تنهایی را ترجیح میدهم به تن هایی که روحشان با دیگریست .


تونلها ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم، راهی برای عبور هست… ما که کمتر از آنها نیستیم، پس نا امیدی چرا؟
آرزوی دیدارت دلم راآزرده کرده
خسته ترازدیروزم کرده
روزهایم جهنمی ست
که حتی درخواب هم نمی بینی
بی وفاترین کجایی که یادت مراکشت؟!

آرزوهایم زیر انبوهی از خاکستر هنوز نفس میکشند ، هنوز شعله ورند ،
نسیم مهربانی تو کی می وزد ؟


هزار کلمه بر جای خالی ات ریختم اما پر نشد ، به گمانم از جنس بی
نهایتی

دلتنگ مباش ، من قلبم را سایه بان
دلت کردم و چشمانم را در انتظار دیدنت .

اندکی عاشقانه تر زیر باران بمان، ابر را بوسیده ام تا
بوسه بارانت کند

غریبانه ترین لحظات چشمهایم را به تو میبخشم تا به
یکرنگی من شک نکنی

هیچ بارانی ردپای تو را از کوچه ی قلبم نخواهد
شست، حتی سیلاب فراموشی ها

نبری گمان که شاید از دلم تو رفته باشی / تو عزیز دل
مایی هرکجا که نشسته باشی

===============
دردیده ى مانقش رخ دوست اگرنیست،یادش به
دلم لحظه اى ازسینه جدانیست.درسینه ى بی
کینه ى مانقش توجاریست،هرچندکه دردیده ی
ماجاى توخالیست.

مهربانیت را مرزی نیست
یقین دارم فرشته ای قبل از آفرینشت قلبت را
بوسیده

ازروزگاراست

ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست،پس
ساده می گویم فراموش شدنی نیستی!